3- استفاده مشروع از امكانات طبيعي كه خداوند براي بشر فراهم كرده است . ( تكنولوژي در خدمت اهداف الهي )
در تعداد زيادي از آيات خداوند نعمت هايي را كه بشر فراهم كرده است نام مي برد . دليل يادآوري نعم الهي در اين آيات شناساندن آنها به بشر ، امر به استفاده از آنها و شكرگزاري ذكر شده است . يك بعد مهم شكرگزاري در مقابل نعمت هاي الهي اين است كه آنها را در مسيري كه حق تعالي معين فرموده است به كار بريم . بدين ترتيب تكنولوژي ، كه استفاده عملي از امكانات طبيعي است ، در خدمت اهداف الهي در مي آيد.
وَسَخَّرَ لَكُم مَا فِي السَّماوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً...«13»
او آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را از سوى خودش مسخر شما ساخته;....(13) ((الجاثيه 13))
وَلَقَدْ مَكَّنّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَاتَشْكُرُونَ«10»
ما تسلط و مالكيت و حكومت بر زمين را براى شما قرار داديم; و انواع وسايل زندگى را براى شما فراهم ساختيم; اما كمتر شكرگزارى مىكنيد! (10) ((اعراف 10))
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 17:55  توسط محسن گلی
|
ج- در برخي از اين ايات آمده است كه خلقت اشياء و جريان امور طبيعت روي حساب مي باشد ( يعني داراي اندازه معين و ميزان مشخص است ) :
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ«5»
خورشيد و ماه با حساب منظمى مىگردند، (5) (( الرحمن 5))
وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ«21»
و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست; ولى ما جز به اندازه معين آن را نازل نمىكنيم! (21) ((الحجر 21))
.....وَكُلُّ شَىءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ«8»
....و هر چيز نزد او مقدار معينى دارد. (8) ((الرعد 8))
وَالسَّماءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ«7»
و آسمان را برافراشت، و ميزان و قانون (در آن) گذاشت، (7) ((الرحمن 7))
درست به دليل وجود همين نظم كه قوانين طبيعي مفهوم پيدا مي كنند . دانشمندان علوم طبيعي هم اگر حداقل ته دلشان به وجود نظم در طبيعت قائل نبودند اينسان به دنبال كشف قوانين طبيعت نمي گشتند .
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 11:12  توسط محسن گلی
|
ب- در برخي از اين ايات امده است كه براي سير طبيعي حوادث مهلت معيني است :
أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِم مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمّىً وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ«8»
آيا آنان با خود نينديشيدند كه خداوند، آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است جز بحق و براى زمان معينى نيافريده است؟! ولى بسيارى از مردم (رستاخيز و) لقاى پروردگارشان را منكرند! (8) ((الروم 8))
اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لاَِجَلٍ مُسَمّىً يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ«2»
خدا همان كسى است كه آسمانها را، بدون ستونهايى كه براى شما ديدنى باشد، برافراشت، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در كف قدرت گرفت); و خورشيد و ماه را مسخر ساخت، كه هر كدام تا زمان معينى حركت دارند! كارها را او تدبير مىكند; آيات را (براى شما) تشريح مىنمايد; شايد به لقاى پروردگارتان يقين پيدا كنيد! (2) ((الرعد 2))
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 8:9  توسط محسن گلی
|
2-كشف نظم و انسجام و هدف داري در طبيعت
در بسيار از آيات قرآني وجود نظم در طبيعت به عنوان دليلي بر وجود خالق حكيم مدبر ذكر شده است . اين آيات را مي توان به چند دسته تقسيم كرد :
الف- در برخي از آيات آمده است كه خلقت آسمان ها و زمين به حق(هدفمند) است و باطل
نمي باشد و از روي لهو و لعب نيست :
وَمَا خَلَقْنَا السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لاَعِبِينَ«38»مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ«39»
ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان اين دو است به بازى (و بىهدف) نيافريديم! (38(ما آن دو را جز بحق نيافريديم; ولى بيشتر آنان نمىدانند! (39( ((الدخان38-39))
«...وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً...«191»
(....و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند; (و مىگويند:) بار الها! اينها را بيهوده نيافريدهاى!...) ((آل عمران 191))
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 17:6  توسط محسن گلی
|
با توجه به مطالب قبلي كه هدف غائي طبيعت شناسي از ديد قرآن افزودن معرفت انسانها نسبت بهخداوند و تقرب به اوست ، اما به عنوان اهداف متوسط مي توان يك رشته مسائل را ذكر كرد كه پي بردن به آنها مقدمۀ رسيدن به آن هدف نهايي مي باشد ، كه آنها را به سه دسته تقسيم مي كنيم :
1-كشف مبدأ پيدايش و نحوۀ تكوين موجودات وپديده ها
از اين قبيل آيات بر مي آيد كه ما بايد در پي كشف مبدأ پيدايش و نحوۀ تكوين اشياء باشيم .
أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلاَ يُؤْمِنُونَ«30»
آيا كافران نديدند كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند، و ما آنها را از يكديگر باز كرديم; و هر چيز زندهاى را از آب قرار داديم؟! آيا ايمان نمىآورند؟! (30) ((الانبياء 30))
نكته مهم : در برخي از ايات قرآني نيز وقوع برخي از پديده هاي طبيعي به عنوان شاهدي بر وقوع معاد ذكر شده اند :
أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ«81»
آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريد، نمىتواند همانند آنان ( انسانهاى خاك شده) را بيافريند؟ ! آرى (مىتواند)، و او آفريدگار داناست! (81) ((يس 81))
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 13:1  توسط محسن گلی
|
در قران آيات زيادي داريم كه بشر را به مطالعۀ طبيعت دعوت مي كنند . بعضي از اين آيات حاكي از اين هستند كه شناخت طبيعت امكان پذير است والا امر به مطالعۀ آن نمي شد ، مثلاً
قُلِ انْظُرُوا مَاذَا فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ...«101»
(بگو: «نگاه كنيد چه چيز (از آيات خدا و نشانههاى توحيدش) در آسمانها و زمين است!»...) ((يونس 101))
همچنين در آياتي مانند زير اين مطلب استفاده مي شود كه خداوند استعداد شناخت را در بشر به وديعه نهاده است و انسانها بايد اين استعداد را به نحو مناسب شكوفا سازند :
**«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّهَا...«31»
(سپس علم اسماء ( علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات) را همگى به آدم آموخت...)
((البقره31))
به علاوه آيات زير نشان مي دهدكه بشر به بسياري از حقايق عالم پي خواهد برد .
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ...«53»
(به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مىدهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است;....) ((فصلت 53))
وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ«93»
بگو: «حمد و ستايش مخصوص ذات خداست; بزودى آياتش را به شما نشان مىدهد تا آن را بشناسيد; و پروردگار تو از آنچه انجام مىدهيد غافل نيست! (93) ((النمل 93))
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 9:58  توسط محسن گلی
|
منظور از طبيعت عالم مادي است ، يعني عالمي كه با حواسمان با آن در ارتباط هستيم . در قرآن كريم متجاوز از 750 آيه وجود دارد كه در آنها به پديده هاي طبيعي اشاره شده است . البته چنانكه بسياري از علماي اسلام تأكيد كرده اند قرآن كتابي در علوم طبيعي نيست ، بلكه كتاب هدايت است و اگر از پديده هاي طبيعي صحبت مي كند براي ان است كه مردم با كاوش و تدبر در موجودات طبيعي به عظمت خالق مدبر عالم پي ببرند وخود را به او نزديك كنند .
از نظر قرآن موجودات طبيعي آيات (نشانه هاي ) حق تعالي هستند و طبيعت شناسي بايد به منزلۀ آيت شناسي تلقي شود وما را از آيات به صاحب آيات برساند :
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ«21»
و از نشانههاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد; در اين نشانههايى است براى گروهى كه تفكر مىكنند! (21) ((الروم 21))
وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ«24»
و از آيات او اين است كه برق و رعد را به شما نشان مىدهد كه هم مايه ترس و هم اميد است (ترس از صاعقه، و اميد به نزول باران)، و از آسمان آبى فرو مىفرستد كه زمين را بعد از مردنش بوسيله آن زنده مىكند; در اين نشانههايى است براى جمعيتى كه مىانديشند! (24) ((الروم 24))
طبيعت شناسي از ديد قرآن مطلوب با لذات نيست و تنها در صورتي كه ما را به خا لق مدبر اين جهان آشنا ونزديك كند ومطلوب است .
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 11:56  توسط محسن گلی
|
امروزه دو حقيقت روشن داريم .يكي اين كه غرب از نظر علم وصنعت خيلي پيشرفت كرده است ودر مقابل دنياي اسلام در اين حوزه خيلي عقب مانده است و ديگر آن كه علم غرب در عين ترقيات شگرفش انسان غربي را به جايي نرسانده است و بلكه او را در ورطۀ پوچي انداخته و كل بشريت را در معرض نابودي قرار داده است . در اين وضعيت وظيفۀ مسلمانان است كه اولاً اين عقب افتادكي در علوم را جبران كنند و خود مثل گذشته مبتكر و پيشرو شوند و ثانياً با احياي معرف اسلامي و حكمفرما كردن جهان بيني اسلامي بر فكر خود بشريت را به سوي رفاه و خوشبختي واقعي سوق دهند
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 16:54  توسط محسن گلی
|
در حاليكه قرآن مجهز شدن مسلمان ها به علوم و فنون را براي تأمين استقلال واعتلاي جامعۀ اسلامي تشويق ميكند ، اما همين هم به خاطر حفظ و صيانت معنويات است و به خاطر همين است كه در آيه شريفه :
**«وَأَعِدُّوا لَهُم مَااستَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ ...«60»
(هر نيرويى در قدرت داريد، براى مقابله با آنها ( دشمنان)، آماده سازيد! و (همچنين) اسبهاى ورزيده (براى ميدان نبرد)، تا به وسيله آن، دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد!...) ((سوره الانفال60))
خداوند پس از اينكه جامعۀ اسلامي را به تقويت بنيۀ دفاعي شن دعوت مي كند بلافاصله هدف اين دعوت مي كند بلافاصله هدف اين دعوت را كه تضعيف دشمنان خدا و جامعۀ اسلامي است ذكر مي كند . پس بايد مسلمين ضمن تقويت نيروهاي مادي شان به فكر باشند كه آن ها را در خدمت به معنويات و تحقق اهداف اسلامي به كار گيرند و آن ها را با لذات هدف خود قرار ندهند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 9:47  توسط محسن گلی
|
از نظر اسلام چيزي كه تضمين مي كند علم در راه درست به كار رود ايمان است . علم در قرآن مقرون به ايمان آمده است . در اولين آيه اي كه بر پيامبر نازل شد ودر آن امر به قرائت شده است (اقراء باسم ربك الذي خلق )قرائت مقرون به اسم پروردگار آمده است . يعني علم بايد به اسم خدا باشد نه به اسم شيطان . علم همراه با ايمان است كه ميتواند منجر به عمل صالح شود . علم در دست افراد بي ايمان وسيله تخريب است . بسياري از كارهاي بد به دست علماي بي ايمان اتفاق افتاده است در يك حديث نبوي امده است :
بدترين بدها دانشمندان بد سيرت و خوب ترين خوبها دانشمندان نيك سيرتند .
به قول مولوي :
بد گهر را علم وفن آموختن دادن تيغ است دست راهزن
تيغ دادن در كف زنگي مست به كه باشد علم ناكس را به دست
علم ومال و منصب و جاه قرآن فتنه آرد در كف بد گوهران
پس غزا زين فرض شد بر مؤمنان تا ستانند از كف مجنون سنان
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 10:46  توسط محسن گلی
|